calamist امنیت اسلامی مازندران شورای اسلامی

calamist: امنیت اسلامی مازندران شورای اسلامی روستاهای مازندران نگاهی گذرا رویدادهای خبری رویدادهای مازندران

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری سریال «شبکه صفر»، ترسناکِ مرموز و متفاوت

«شبکه صفر: خلیج شمعی» یک سریال ترسناک است ولی اگر انتظار دارید چیزی شبیه همه فیلم ها یا سریال ترسناک باشد، اشتباه کرده اید؛ شبکه صفر از یک وحشت مرموز حرف می زند

سریال «شبکه صفر»، ترسناکِ مرموز و متفاوت

سریال «شبکه صفر»، ترسناکِ مرموز و متفاوت

عبارات مهم : دندان

«شبکه صفر: خلیج شمعی» یک سریال ترسناک است ولی اگر انتظار دارید چیزی شبیه همه فیلم ها یا سریال ترسناک باشد، اشتباه کرده اید؛ شبکه صفر از یک وحشت مرموز حرف می زند.

هفته نامه کرگدن – اسم نویسندگان، به متن رجوع شود: «شبکه صفر: خلیج شمعی» یک سریال ترسناک است ولی اگر انتظار دارید چیزی شبیه همه فیلم ها یا سریال ترسناک باشد، اشتباه کرده اید؛ شبکه صفر از یک وحشت مرموز حرف می زند.

مرد بلندبالا

سریال «شبکه صفر»، ترسناکِ مرموز و متفاوت

رامبد خانلری: هیچ کدام از ما در مراجعه به گذشته با خودمان صادق نیستیم. خود من هنگامی که فرزند بودم علاقه زیادی به «پسر شجاع» و «سفرهای میتی کومان» داشتم، ولی حالا هنگامی که با دوستان در مورد کارتون های وقت کودکی حرف می زنیم با آب و تاب از «هادی و هدی» و «قورباغه سبز» حرف می زنم.

کارتون های عروسکی یا به قول امریکایی ها «پایت شو»ها شبیه کره بادام زمینی هستند. کره بادام زمینی از آن خوراکی هایی است که به وقت خوردن خوشمزه نیست، ولی مزه خوشی از آن در خاطر آدم می ماند. این مفهوم را هم سن و سال های آمریکایی من هم می فهمند. به این خاطر آن ها در وقت کودکی درگیری برنامه عروسکی به نام «خیابان سسمی» بوده اند. آن ها هم حالا که به این سن و سال رسیده اند، فهمیده اند خیابان سسمی را دوست دارند.

«شبکه صفر: خلیج شمعی» یک سریال ترسناک است ولی اگر انتظار دارید چیزی شبیه همه فیلم ها یا سریال ترسناک باشد، اشتباه کرده اید؛ شبکه صفر از یک وحشت مرموز حرف می زند

بارها شنیده ام که دوستان هم سن و سال من با وحشت از این برنامه های عروسکی یاد می کنند؛ از «چاق و لاغر» گرفته تا «خونه مادربزرگه». من از هیچ کدام از این ها نمی ترسیدم، ولی وحشت دوستانم را می فهمم. حتما عروسک ها چیزی را در خودشان پنهان دارند که می شود از آن ها ترسید. چندتایی فیلم ترسناک می شناسم که در آن ها شر اعظم یک عروسک هست. زیاد کارگردان های انیمیشن جهت ساختن سناریوهای گوتیک از تکنیک «استاپ موشن» استفاده می کنند.

تکنیکی که در آن از عروسک استفاده می شود. سریالی که در این مطلب از آن صحبت می کنیم، بر یکی از همین برنامه های عروسکی سوار هست. برنامه ای به نام «خلیج شمعی» که یک برنامه عروسکی ترسناک است و در خاطر فرزند های دیروز مانده هست. به همین خاطر فضای سریال جهت من و تمام کسانی که از برنامه های عروسکی وقت کودکی خاطرات ترسناک دارند، فضای آشنایی است و با دغدغه شخصیت ها به آسانی همذات پنداری می کنیم.

خلیج شمعی در واقع یک «کریپی پاستا» بوده یعنی تصویر هایی که در اینترنت منتشر می شود و حال و هوای گوتیک دارند و بعدها از آثاری با استفاده از آن ها در مدیوم های متفاوت شکل می گیرد؛ بازی های کامپیوتری، سریال، فیلم سینمایی و… «مرد بلند بالا» معروف ترین کریپی پاستای این سال ها بوده که آثار زیادی با محوریت این شخصیت شکل گرفته اند. خلیج شمعی هم کریپی پاستایی است که در سال 2009 در اینترنت انتشار یافته است و سال گذشته سریال «شبکه صفر» با استفاده از همین شخصیت ها ساخته شد.

سریال «شبکه صفر»، ترسناکِ مرموز و متفاوت

سریال ادعای داستان عجیب دارد، ولی داستان عجیبی ندارد. در حقیقت کلاژی از مجموعه آثار ترسناکی است که پیش از این دیده ایم. تنها برگ برنده قصه همان خلیج شمعی و شخصیت های جذابش هست. شبکه صفر سریال خوش ساختی نیست و بازی های درخشانی هم ندارد. در حقیقت همه چیز دست به دست هم دادند تا این سریال یک سریال معمولی باقی بماند.

کدهای داستان، انتهای آن را قابل حدس می کند. هر چند داستان ادعای آخر شگفت دارد. ژانر وحشت ژانر دشواری است و انتظار دیدن کار درخشان در این ژانر انتظار نابجایی هست. در تمام تاریخ سینما تعداد آثار درخشان در این ژانر به انگشتان یک دست هم نمی رسد. سریال های ساخته شده است در این ژانر هم سریال های درخشانی نیستند. طرفداران این ژانر توقعشان را پایین آورده اند و یاد گرفته اند چطور از کارهای میانگین لذت ببرند. شبکه صفر جهت آن هایی که طرفدار پر و پا قرص ژانر وحشت نیستند، سریال متوسطی است و تماشای آن هیچ لذتی ندارد، حتی شاید این پیشنهاد ما آن ها را برزخ کند، ولی جهت آن هایی که مثل من علاقه مند به این ژانر هستند، تماشایش خالی از لطف نیست.

«شبکه صفر: خلیج شمعی» یک سریال ترسناک است ولی اگر انتظار دارید چیزی شبیه همه فیلم ها یا سریال ترسناک باشد، اشتباه کرده اید؛ شبکه صفر از یک وحشت مرموز حرف می زند

نه نظر من من شبکه صفر از آن سریال هایی است که قرار است هر فصل با داستانی مجزا شکل بگیرد. فصل اول جهت زیاد سریال ها فصل آزمون و خطاست. سریال شروع خوبی دارد، قسمت اول از باقی قسمت های سریال جالب تر است و شما را کنجکاو تماشای قسمت های باقیمانده می کند. با این وجود هر لحظه با خودتان فکر می کنید داستانی که به این شکل شروع می شود هم می تواند ادامه ای بهتر از این داشته باشد و هم می تواند بهتر از این به آخر برسد.

سریال «شبکه صفر»، ترسناکِ مرموز و متفاوت

هیولای دندان ما را با خودش می برد

روناک حسینی: تلویزیون می تواند یک ابژه ترسناک باشد. در بسیاری از فیلم های ژانر وحشت، تلویزیون به عنوان ابزاری جهت وحشت نقش موثری دارد؛ ابزاری که می تواند دنیای ارواح را به دنیای زندگانی وصل کند. نیروهای شیطانی، سیگنال های صوتی و تصویری می شوند و پا می گذارند به دنیای زنده هایی که غرق در زندگی بزرگسالانه ارزش هستند.

ارتباط فرزند ها و تلویزیون از نوع دیگری هست. فرزند ها با تلویزیون زندگی می کنند و گاه برنامه های تلویزیونی به همه دنیای آن ها تبدیل می شود. گاهی هم فرزند ها در تلویزیون زندگی می کنند. این مسئله می تواند عنوان یک مینی سریال ترسناک باشد. البته مینی سریال «شبکه صفر: خلیج شمعی» جهت کسانی که عادت دارند در حضور ارواح خبیث و اجنه و موجوداتی از این دست بترسند، شاید خبیر ترسناک به حساب نیاید.

در صحنه های ابتدایی قسمت اول، شما متوجه خواهید شد که با یک کابوس رو به رو هستید. کابوسی که در ادامه سریال حضور واقعی آن را در لحظه لحظه زندگی افراد مرتبط به آن کابوس خواهید دید. هر چند این کابوس در دوران کودکی آدم بزرگ های سریال شروع شده است هست، بزرگ شدن و گذشت وقت نتوانسته آن را از بین ببرد.

دور شدن از منزل و سرگرم امور روزانه زندگی شدن تلاش های ناکارآمدی است که آدم های این سریال جهت از بین وحشت ها و کابوس ها می کنند.

ژان پل سارتر جایی راجع به مفهوم وحشت می گوید ترسیدن از چیزی، شبیه به آن است که رو به روی دیواری ایستاده باشیم و بخواهیم با ترسیدن ما آن دیوار ناپدید شود و البته که انتظار بیهوده ای هست. وحشت ها در گوشه های ذهن ما پنهانند و هر از گاهی جلوه ارزش می تواند جریان معمول زندگی را از کار بیندازد. هرچند گاهی جریان معمول زندگی در محاصره وحشت می گذرد. یعنی قدم به قدم با وحشت ها پیش می رویم و کابوس ها چراغ به دست جلو می روند و ما هم به دنبال آن ها.

اگر جهت کنترل وحشت هایمان روی کاناپه یک روانکاو دراز کشیده باشیم، احیانا بعد از چندین و چند جلسه به این نتیجه خواهیم رسید که این احساس ها و کابوس ها جایی در کودکی شروع شده است هست. در سریال خلیج شمعی عروسک ها، فرزند ها و بازی های کودکانه در جنگل، مطابق انتظارات ما نیستند.

تحقیر در کودکی در میان گروه همسالان، به روال عادی فراموش نمی شود و فرار کردن راه حلی جهت نجات آدم های سریال نیست. در جریان تماشای شش قسمت چهل دقیقه ای این سریال که البته بعید نیست همه را یک جا و پشت سر هم ببینید، شاهد چندین قتل خونین خواهید بود و قاتل یا قاتل های خارج از انتظارتان. در جایی که فرزند ها همه برنامه خلیج شمعی را تماشا می کنند، آینده دندان ها هم متفاوت است.

دیگر هنگامی که فرزند ای دندانش می افتد، آن را زیر بالش نمی گذارد که فرشته نگهبان دندان ها آن را شبانه با یک شکلات معاوضه کند. دندان ها هم در این سریال به هیولای مرموز و ساکتی تبدیل می شوند که دزدانه در پی دندان های تازه به همه جا سر می کشد.

اگر دوست دارید ببینید چطور زندگی در یک شهر کوچک کنار یک جنگل سرسبز در نزدیکی شهر نیویورک، علی رغم ظاهر آرام، اصلا رنگی از آرامش ندارد، تماشای این مینی سریال برایتان جالب خواهدبود. البته شاید نویسنده های این سریال می توانستند زیاد از این غافلگیرمان کنند و گره ها را به شیوه جالب تری باز کنند.

با این حال، این سریال حال و هوای مخصوص خودش را دارد که با تماشایش آن را تجربه خواهید کرد. شاید به کابوس های دوران کودکی خودتان هم برگردید یا برنامه های تلویزیونی را به یاد بیاورید که در کودکی از آن ها می ترسیدید، ولی باز هم تماشا می کردید. هیچ بعید نیست خرگوش ترسناک برنامه «بچه ها مراقب باشید» یا «بچه ها سلامت باشید»، یک شب بالای سرمان ظاهر شود و دندان هایمان را بکشد و جهت یک هیولای دندانی ببرید.

دندان هایی که به حرفش گوش نکردیم و مسواکشان نزدیم. با این که یکی از شخصیت های برنامه تلویزیون کابلی فرزند ها یا برنامه ترسناک دیگر، «درون و بیرون» بعد از یک تصویر برفکی روی صفحه تلویزیون ظاهر شوند و کاملا سه بعدی لبخند بزنند و ما را به زور بکشانند به دنیای خودشان.

ماجرای ترسناک برنامه کودک

المیرا حسینی: گفته بودم تا چند وقت دست از سر سریال های ترسناک برداریم و برویم سراغ سریال هایی که کمتر روی روح و روان خراش می اندازد. راستش چند هنگامی که است طاقت دیدن خون و خونریزی را ندارم و دوست دارم آدرنالین خونم را در سطح ثابتش نگه دارم. ولی به اصرار دوستان این یکی را دیدم؛ شبکه صفر. سریالی که بازی های نسبتا خوبی داشت، داستانش منسجم بود و در آخر کار ناامیدم نکرد.

قبل از این که بخواهم راجع به سریال حرف بزنم، می خواهم به شما نصیحتی کنم. هروقت در سریالی که مهر ژانر وحشت رویش خورده، دیدید سوژه مهم فرزند ها هستند، بدانید با وحشت عمیق تری سر و کار دارید؛ فرزند ها با آن قیافه های معصوم و قشنگ که نمی دانم آیا در سریال ها این قدر بی کله و شجاعند و اصلا خطر را درک نمی کنند.

در شبکه صفر هم این فرزند ها هستند که مسیر داستان را پیش می برند. نقش اول را دو برادر دوقلو دارند که عجیب و غریبند، به خاطر شرایط خانوادگی و پدری که خانواده را ترک کرده، حسابی تنها هستند و فرزند های قلدر تا می توانند به آن دو زور می گویند و حالشان را می گیرند.

حالا این فرزند ها در زمانی مشخص، رو به روی تلویزیون می نشینند و برنامه ای می بینند که به ظاهر مخصوص کودکان است و نامش «خلیج شمعی» هست. از وقت پخش این سریال اتفاقات عجیب و غریبی می افتد و چند تا از فرزند ها گم می شوند و به غیر از یکی، جنازه هایشان بعد چند روز پیدا می شود. آن یک نفری که جنازه اش را هم پیدا نمی کنند، یکی از برادران دوقلو است.

چند سال بعد برادر زنده مانده بر می گردد به شهری که سال هاست از آن دور است و مادر تنهایش آن جا زندگی می کند. حالا او روانشناس کودک است و یک چیزی از درونش به او می گوید که باید به زادگاهش برگردد و مسئله ای را حل کند. او می فهمد وقت برگشتش هم وقت است با شروع پخش دوباره همان برنامه «خلیج شمعی» و باز هم فرزند ها عاشق این برنامه هستند.

بیشتر از این از داستان سریال بگویم، ماجرا لو می رود و دیدن سریال لطفی ندارد. شاید یکی از پرسشها این سریال هم همین باشد. راستش به نظرم سریال هایی قوت دارند و جهت هر لحظه در خاطر آدم ثبت می شوند که اگر از اول تا آخر داستان را هم بدانید، باز هم دلتان بخواهد آن را ببینید و از تماشایش لذت ببرید، ولی شبکه صفر با وجود تمام جذابیت هایش از این دسته نیست. این اصلا ربطی به جذابیت سریال ندارد. اتفاقا داستان هر قدم که جلوتر می رود، عجیب تر و پیچیده تر می شود و شما نمی دانید که بالاخره سازندگان سریال چطور می خواهند جواب این اتفاقات غریب را بدهند و با منطقشان مخاطب را قانع کنند.

از قضا جوابی که به شما می دهند، بسیار عجیب هست، ولی در منطق سریال خوش می نشیند و ناراضی از پای سریال بلند نمی شوید. ولی نمی خواهم در تعریف از سریال غلو کنم و صاف و صادق بهتان می گویم این ماجرایی نیست که دلتان بخواهد بار دوم هم ببینید. سریال که تمام می شود، پرونده آن هم در ذهنتان بسته می شود. به علاوه وجود فرزند های مسخ شده است که با آن صورت های معصومشان کارهای فجیعی می کنند، آن قدر غم انگیز و تلخ است که احتمالا حتی حاضر نیستید قسمت هایی از آن را کنار دوستانی که ندیده اند، تماشا کنید.

شبکه صفر چنین چیزی هست؛ یک مینی سریال شش قسمتی که چهار ساعته سر و تهش را هم آورده اند و جهت عصرهایی که خسته از سر کار به منزل بر می گردید و دوست دارید ذهنتان را از اتفاقات روز دور کنید، به کار می آید و جهت دو، سه روز جواب می دهد. ولی حواستان باشد عصر جمعه به تماشای شبکه صفر ننشینید که غروب جمع به اندازه کافی دلگیر است و قرار نیست با تماشای سریالی که علاوه بر هیجان، مقدار زیادی غم و اندوه به شما تزریق می کند، خودتان را به مرز نابودی بکشانید.

مختصر و بافایده راجع به سریال «شبکه صفر: خلیج شمعی»

تهیه و ترجمه: مستانه تابش

شبکه صفر یکی از بروزترین سریال های ترسناک امریکایی است که نخستین فصل آن در پاییز 2016 از شبکه کابلی سای فای در امریکا پخش شد و قرار است دومین فصل آن، پاییز سال بعد از همین شبکه روی آنتن برود. فیلمبرداری فصل دوم این سریال در سپتامبر 2016 در منیتوبای کانادا شروع شده است است.

خط مهم داستان های این سریال برگرفته از داستان های ترسناک اینترنتی است که به اصطلاح «کریپی پاستا» نامیده می شوند. فیلمنامه این سریال به وسیله نیک آنتوسکا رمان نویس اهل ایالات متحده امریکا نوشته شده است هست. او نگارش فیلمنامه های ترسناک دیگری چون «جنگل» و «جمعه سیزدهم» را نیز در کارنامه کاری اش دارد.

در فصل دوم سریال شبکه صفر، زن جوانی به نام مارکوت اسلیتور (به بازی امی فورسایث) به منزل عجیب و غریب و ترسناکی وارد می شود که اتفاقات به شدت دلواپس کننده ای در هر کدام از اتاق های آن در جریان هست. هنگامی که او جهت بار دوم به این منزل باز می گردد، متوجه می شود که همه چیز عوض کردن کرده است… امی فورسایث در این سریال با جان کارول لینچ همبازی هست. لینچ پیش از این در فیلم هایی همچون جزیره شاتر، زودیاک، فارگو، دزدی در 60 ثانیه و… ظاهر شده است است.

داستان ترسناک Candle Cove یا خلیج شمعی که به وسیله نویسنده و طراح وب کمیک کریس استراب در سال 2009 نوشته شد، مبنای ساخت فصل اول سریال شبکه صفر قرار گرفت. این داستان به سرعت در اینترنت محبوب شد و ویدئوهای زیادی با الهام از این داستان روی یوتیوب قرار گرفت.

داستان خلیج شمعی حول یک برنامه تلویزیونی خیالی مخصوص کودکان تعریف می شود که تعداد بزرگسال در پست های اینترنتی راجع به آن پرسش میکنند. این برنامه به نحوه مبهمی رازآلود است و به نر می رسد کسی چیز زیادی از آن به یاد ندارد. استراب در سال 2015 این داستان را در قالب مجموعه ای به نام «خلیج شمعی و داستان های دیگر» منتشر کرد.

کریگ مک نیل فصل اول سریال شبکه صفر را کارگردانی کرد و استیو پیت کارگردان دومین فصل این سریال است که بر پایه داستان اینترنتی «خانه بی پایان» نوشته برایان راسل ساخته می شود.

فصل اول سریال شبکه صفر توجه منتقدان را به خود جلب کرد و توانست 75 امتیاز از 100 امتیاز سایت تخصصی متاکریتیک و 6.8 امتیاز از 10 امتیاز منتقدان روتن تومیتوز را به دست بیاورد.

واژه های کلیدی: دندان | زندگی | سریال | فرزند | کابوس | ترسناک | داستان | سریالی | برنامه | ترسناک | داستان

سریال «شبکه صفر»، ترسناکِ مرموز و متفاوت

سریال «شبکه صفر»، ترسناکِ مرموز و متفاوت

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs